X
تبلیغات
رایتل

قالب های بلاگ اسکای

زیر نظر تیم سایبری تومور

اسرائیل در حال نابودی

من جزئیات طرح پیشنهادی برای توافق با ایرانی‌ها را می‌دانم. آنچه که در این توافق روی میز است این است که ایران توانایی هسته ای خود را حفظ خواهد کرد. ایران می‌تواند اورانیوم غنی شده خود را نگه دارد و آن را در سطح پایین غنی کند. آنها می‌توانند در عرض چند ماه به بمب هسته ای دست پیدا کنند » این سخنان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس شریف است که در سخنرانی خود در فدراسیون یهودیان در بیت المقدس ایراد نمود.


من نمی دانم که او و همپیمانانش چرا اینقدر از ایرانِ بکلی تحریم شده می هراسند. اما نه، صبر کنید، گمان کنم می دانم. صرف نظر از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب ۱۹۴۹ چین، مرور انقلاب در کوبا و نیکاراگوئه و شیلی و دیگر نهضت های انقلابی جهان و فرآیند نظام سازی در آنها که اغلب از مدل های مارکسیستی تبعیت کردند، ذهنمان را متوجه این حقیقت می کند که چرا بیشترین دشمنی ابرقدرت های جهان با انقلاب اسلامی بوده است. و آن حقیقت یک جمله است، اینکه « انقلاب اسلامی ایران منطبق با هیچ کدام از نظریه های جامعه شناسی انقلاب نیست ».
  
لذا طبیعی است که اگر بخواهیم مستقل از مدلهای تعریف شده حرکت کنیم می شویم مایه هراس. می شویم عامل تهدید. چه کسی است نداند که این هراس، هراس از تهدید نظامی ایران نیست. ایرانی و تهدید؟ ایرانی و تجاوز؟ ما و جهانیان بیشتر به این مکمل عادت کرده ایم که: اسرائیل و اشغال. هراس و دستپاچگی نتانیاهو و لابی صهیونیستی حاکم در ایالات متحده، هراس از افشای ماهیت و فلسفه ی وجودی و تجدید انزوای سیاسی و کاهش نفوذ سیاسی در برخی از کشورهای مستقل منطقه و از دست دادن قدرت منطقه ای توهمی و پیش فرض خود است، که اینچنین آنان را به آشوب و التهاب واداشته است.

هراس آنان از این است که دارند بدون داشتن بهانه ای برای مظلوم نمایی، منزوی می شوند. و مگر سرنوشت رژیمی که با انزوای سیاسی منگنه شده است، چیزی جز نابودی هویت و موقعیت فعلی آن است؟ سیاست خارجی درست و بجای دولت آقای روحانی در چند ماه اخیر، فرصت هرگونه مظلوم نمایی را از این رژیم گرفته است و بی آنکه خود و ملت را به زحمت بی اندازد، موقعیت فعلی آن را به مخاطره انداخته است. بی اهمیت جلوه دادن جایگاه این رژیم در مناسبات و تحولات بین المللی توسط دولت نظام جمهوری اسلامی ایران و انتخاب نبرد رسانه ای موثر و دیپلماتیک به جای تنش آفرینی و طرح سئوالات تاریخی بی مورد، اسرائیل را بیش از پیش کلافه کرده است.

عصبانیت اسرائیل از این است که چرا در معادلات بین المللی به بازی گرفته نمی شود. مگر جز این است که قدرت های حامی آن نیز باخبرند که پایه و اساس این رژیم، متزلزل و محل بحث است و از منظر واقعیات تاریخی و صرف نظر از مصلحت های سیاسی، برای بسیاری از دولت های مستقل جهان به رسمیت شناخته شده نیست. بدون تردید، هیچ دولت و ملتی تمایل ندارد، تا رژیمی که خودش کلاهک هسته ای دارد و ان پی تی را نپذیرفته، برای صلح پیش قدم شود و دم از تهدیدات هسته ای دولت های مستقل بزند و بر کرسی مذاکره بنشیند. حال که این رژیم بنا دارد غصب و اشغالگری خود را تدام ببخشد و سرزمین مادری فلسطینیان را ارض موعود خود بخواند، لااقل اندک سیاسان این رژیم، درگوشی و غیر علن به این آقا بفهمانند که آخر ساده لوح، چرا آبروی رفته ی ما را بیش از این می بری و ذوق زده در بوق و کرنا می کنی و از اسرار مگوی مذاکرات هسته ای خبر می دهی. چرا آبروی کری را بردی؟ مگر کر بودی که کری به تو و ما گفت خیالتان راحت، حق شما را هم از این مذاکرات می گیرم؟ حالا که آن مرد انکار کننده هلوکاست رفته، خاموش باش و بگذار به انزوا در غلطیم و به اشغال خود بپردازیم. خاموش باش و بگذار کسی کنکاش نکند که ما در این ۶ دهه چه کردیم. خفقان بگیر و بگذار این مذاکرات با همین منوال طی شود، شاید که خفقان تو، مثل انکار ۸ ساله ی هلوکاست توسط دولت قبلی ایران، کمک کند تا دوباره در موضع مظلومیت قرار بگیریم و طی آن، محکومیت های بین المللی در مقابل تجاوز و جنایت در حق فلسطینیان فروکش کند. زبان در دهان بکش و هیچ مگو تا ببینیم چه می شود.

نمی دانم چه کسی یا کسانی به آقای بنیامین نتانیاهو اعتماد کردند و حکم نخست وزیری او را امضا کرده اند اما لااقل از بادی که در غبغب سازمان موساد خود کرده اند برمی آمد که یک تست روانشناسی یا روانشناختی از ایشان می گرفتند تا بفهمند که در این آقا، بیماری روان‌گسیختگی یا اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی بیداد می کند. فرآیندهای فکری و پاسخگویی عاطفی ذهن او چنان ضعیف و از کار افتاده شده است که تشخیص نمی دهد منافع رژیم غاصب خود را از چه راهی تامین کند. تشخیص نمی دهد که منافع مشترک با قدرت های زورگو یعنی چی. هیچ نمی فهمد که نباید محتوای گفتگوهای محرمانه ی خود با دیگر قدرتها را فاش کند. اصلاً نمی فهمد که این شیوه ی برخورد دوگانه با قدرتهای بزرگ، قدرت های خُرد را به تحکیم روابط سیاسی بی رغبت و دلسرد می کند. [کسی هم در این بین نیست به خود نویسنده ی این مقاله بگوید که جناب، اگر موساد قدرتی داشت، به نتانیاهو انتقال می داد که ایران پر است از جوانان شاد شلوار جین پوش و دوستدار آهنگ راک و جاز و چه و چه ..... ]

نفهمیدن های نتانیاهو بحدی است که ملل متحد را به سخره و بازی می گیرد و به زعم و ادعای خود، تهدید هسته ای ایران را، با دستانی تهی از سند و مدرک، با نقاشی بیان می کند. گویی کودکانی دبستانی پشت جایگاه ها نشسته اند و او بر صفحه ی نقاشی خط می کشد و نعره زنان که بله، ببینید، به ۶۰ درصد رسید و سال بعد، بله، ببینید، به ۹۰ درصد رسید. کسی که آگاهی از مفاد مذاکرات هسته ای را برای خود فخر و منزلت می شمرد، باید بداند که عرصه ی دیپلماسی را نمی شناسد و با قواعد آن آشنا نیست.

خلاصه اینکه؛ پزشکان حوزه سلامت و روان درمانی، راست گفته اند که این بیماری معمولا خود را به صورت توهم شنیداری، توهم‌های جنون آمیز یا عجیب و غریب، یا تکلم و تفکر آشفته نشان می‌دهد. نمود عینی و ملموس آن را می توان در آقای بنیامین نتانیاهو سراغ گرفت
تاریخ ارسال: دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 21:51 | نویسنده: admins | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد